ورود

ورود

تنها با خدا

 گاهی خدا برای اینکه عبدی را به خود راه دهد، کاری می کند که همه به او پشت کنند، دست رد به سینه اش بزنند و تنهایش بگذارند. آن گاه خدای متعال او را به خلوت خویش پذیرا می شود.حتی ممکن است برای این منظور عبد را در معرض اتّهام ناروایی قرار دهد که عبد هیچ راهی برای انکار و نفی آن نداشته باشد و صحّت اتّهام مزبور نزد همگان مسلّم شود و همه او را محکوم و طرد نمایند.
 
شاهد مثال این امر کاری است که حضرت یوسف(ع) با برادر تنی خود بنیامین کرد تا بتواند او را نزد خویش نگاه دارد. پیمانه ی زرّین را که با آن سهمیه ی ارزاق را پیمانه می کرد و به مراجعان می داد، مخفیانه در بار بنیامین نهاد و ماموران او که دیدند پیمانه گم شده است بانگ برآوردند که کاروانیان! شما دزدید. و پس از اینکه یوسف بار تمام برادران دیگر را جست و جو کرد و پیمانه پیدا نشد، دست در بار بنیامین کرد و در مقابل چشم همگان پیمانه را بیرون آورد و در نتیجه سارق بودن بنیامین مسلّم شد و حتی برادرانش نیز گفتند اگر او امروز دزدی می کند، برادری داشت که او هم دزدی می کرد. پس از مایوس شدن برادران از اینکه عزیز مصر یکی از آن ها را به جای بنیامین بازداشت کند، او را ترک گفتند و تنها گذاشتند. با رفتن برادران، یوسف بنیامین را نزد خود برد.   
 
 یوسف مصر وجود نیز ممکن است برای راه دادن عبد سالکی به خلوت انس خویش، که غایت آمال سالکان است، با او همان کند که یوسف(ع)با بنیامین کرد.